در نشست کرسی های ترویجی نظریه پردازی موضوع «هوش محیط زیستی» انسان، مورد چالش قرار گرفت

 

‎در جلسه «كرسي ترويجي نظريه پردازي» كه در تاريخ ٧ اسفند ٩٨ در گالري نظرگاه برگزار شد،  بابك داریوش عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي معماري شيخ بهائي براي اولين بار نظريه اي با عنوان هوش محيط زيستي (environmental intelligence) ارائه نمود. دكتر مهدي فاطمي عضو هيئت علمي دانشگاه بين المللي امام خميني و دكتر محمد آتشين بار عضو هيئت علمي پژوهشكده نظر دو ناقد اين جلسه به بررسي و انتقاد از موضوع ارائه شده پرداختند.

‎در اين جلسه، داريوش عنوان كرد: «در حال حاضر محیط اطراف تبديل به ابزار شده و همواره فرض بر برتر دیدن انسان نسبت به محيط و طبيعت است. مساله اینجاست که علی رقم آگاهی بشری، به آثار محیطی اقدامات بشری توجه نشده و نسبت به آن بی تفاوت هستیم. با این فرض که بخشی از مشکل ما ناشی از توسعه نیافتگی ما است، مطالعات و مبانی نظری کشورهای پیشرفته در اين مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. در اين رابطه دو نظریه وجود دارد؛ اولی مرتبط با عوامل پدید آورنده بی توجهی انسان به محیط و ديگري در ارتباط با راهکارها و عوامل موثر بر کاهش این بی توجهی است.

‎پژوهش های صورت گرفته در ادبيات نظري به شرح زیر دسته بندی شدند:

  • ‎نقش باورها و نگرش ها در رابطه با رفتارهای محیط زیستی
  • ‎رابطه دین و اخلاق با رفتارهای محیط زیستی
  • ‎ هنجارها و ارزش ها و رفتارهای محیط زیستی
  • ‎ میزان تعلق به محیط و رفتارهاي محيط زيستي
  • ‎دانش و آگاهی های زیست محیطی و رفتارهاي محيط زيستي
  • ‎احساس مسئولیت فردی و رفتارهاي محيط زيستي
  • ‎رابطه سیاست و اقتصاد با مشکلات محیط زیست

‎پس از بررسی پژوهش هاي مذكور، گام بعد دسته بندی شاخه ها و گرایش ها در این موضوع است.براي اين كار رويكردهاي مختلفي در نظر گرفته شد. رويكردها به شرح زير  دسته بندي شدند:

  • ‎رویکرد جامعه شناسانه
  • ‎رویکرد زیست محیطی
  • ‎رویکرد فلسفی
  • ‎رویکرد دین گرایانه

اگر روال به همین صورت باشد بقای بشر با مشکل روبرو شده و روند تخریب محیط زیست همچنان ادامه خواهد داشت. نظریه های موجود در رابطه با محيط زيست دارای تناقض های درونی است. اطلاعات محیط زیستی آنقدر تکنولوژيک هستند که درك آن براي افکار عمومی ممكن نخواهد بود. اطلاعات محیط زیستی انسان و محیط زیست کمتر شده است».

بشر امروز دانش زیادی نسبت به محیط زیست دارد اما فاقد بینش است

در بخش دوم اين جلسه منتقدين به پرسش و پاسخ در خصوص موضوعات ارائه شده پرداختند. دكتر مهدي فاطمی سوال خود را این گونه مطرح كرد که «جمع بندی ما از این موضوع چه می تواند باشد؟ و آیا راه حلی می توان برای این موضوع ارائه داد؟»

‎وي در ادامه اينگونه عنوان كرد: «به نظر می آید، بعد فلسفه و بینش ما دچارمشکل است. انسان ها در عصر فعلی دانش زیادی دارند ولی بینش آنها کم شده است. ما در حال حاضر در محیط زیست زندگی نمی کنیم و به همین دلیل قادر به درک آن نيستيم و تا زماني كه اين مسائل به طور مستقيم در زندگي ما نمود پيدا نكند، آن را درک نمی کنیم. بنابراین آگاهی ما همراه با بینش و مشاهده نیست. آیا هوشی که از آن یاد می کنید ذاتی است؟ آیا نیاز بشر امروزی باعث نشده این گونه با طبیعت برخورد كنيم؟ آيا اين واكنش ناخواسته است يا به اجبار؟ مي توان «رویکرد منظرین» را به جاي «تخاصم و تضاد» استفاده کرد يا حتي می توان از آن با عنوان «انتقام طبیعت» هم نام برد.«

 

مردم توجه به محیط زیست را امری عمومی و حکومتی می دانند تا فردی و مقدس

‎ دكتر آتشین بار گفت: «اصطلاح هوش طبیعی، وابسته به زمینه و بستر است. هنگامي كه عوامل بی توجهی به محيط زيست بررسي شود، تأثير موضوعات فرهنگی بر آن نمايان مي شود، اما در كشورهايي مانند ایران این شکل از طبقه بندی قابل توجيه نخواهد بود. براي مثال رویکردهای مذهبی می تواند نگاه متفاوتی ایجاد کند. محیط در نگاه غربی با محیط در نگاه شرقی دارای تفاوت بنیادین است و بایستی شفاف شود که از کدام زاویه به نظریات نگاه می شود. همچنين بحث مورد توجه ديگر مباحث مدیریتی است و جای رویکرد یا نگرش مدیریتی به ارتباط بین انسان و محیط خالی است. شاید مردم دیگر حس نمی کنند باید به محیط زیست توجه کنند زيرا به عنوان یک امر عمومی فرض شده است. مردم تصور دارند كه محيط زيست مقوله اي بالاتر از زندگي آنهاست، بنابراين بايد توسط حكومت ها مديريت شود. به نظر ميرسد یک رویکرد ادراکی هم بایستی به دسته بندی مبانی نظری اضافه شود. ادراک مردم به محیط زیست متفاوت شده است. ديگر محیط زیست را مانند باورهای سنتی و مذهبی امري مقدس نمی دانیم. حتی در ایران باستان موضوع مقدس بودن آب و آلوده نکردن آن به صورت شفاف مطرح بود. اما در عصر حاضر این گونه نگاه ها به محیط زیست دیگر وجود ندارد. این تغییر نگرش و ادراک، در مسیر تحولات تعامل انسان با محیط زیست نقش به سزایی دارد».

در پژوهش های داخلی ارتباط انسان و محیط، نقش دولت و حکومت بسیار زیاد است

‎ بابک داریوش در پاسخ به ديدگاه داوران عنوان كرد: «فرضیه مدنظر ما از خلال این نظریه ها هوش محیط زیستی است. تناقضات موجود در ادبیات موجب شد تا به این فکر کنیم، احتمالا مساله دیگری وجود داشته است که رابطه بین انسان و محیط را تحت تاثیر قرار داده است. مثلا در شهر تهران، رابطه مردم شهر با کوه، رابطه ای مثال زدنی و درونی بوده است. اما در دهه های اخیر این رابطه مفهومی، عینی-ذهنی و ادراکی دیگر تا این حد عمیق نیست. ضمنا بعد از بررسی مطالعات داخلی مشخص شد که دولت و حکومت نقش زیادی در موضوع محیط زیست داشته اند. یعنی یکی از متغیرهای همیشه مطرح و بسیار اثرگذار بوده است در حالی که در پژوهش های خارجی نقش دولت نهایتا در موضوعات سیاست و اقتصاد مطرح بوده است. این تفاوت ها در اساس و پایه مطرح شدن نظریه ای جدید حتما مورد توجه است و بایستی مورد واکاوی قرار گیرد».

نگاه غربی به طبیعت، منفعت طلبانه و غیرکل نگر است

دکتر سید امیر منصوری، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران از حاضرين جلسه در خصوص موضوع تصريح كرد: « شما نظریه تخاصم و تضاد بشر و محیط زیست را برای همه جوامع مطرح کردید، در صورتی که این موضوع در شرق رخ نداده است. شما باید توضیح دهید این موضوع برای غربی ها است و این دیدگاه در حال بحث آن هستید، جهت گیری دارد. بنابراین این موضوع نشان می دهد که تضاد بین انسان و محیط زیست از ذات بشر نیست و سرچشمه از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب دارد.کلمه «Environment» از قرن 18 ساخته شد و قبل آن چنین مفهومی نداشتیم. در این دوره بود که طبیعت مورد توجه قرار گرفت و وارد هنر مانند عکاسی و نقاشی شد. این دوره اوج توجه انسان غربی به محیط زیست، از نوع منفعت طلبی و فایده بود، که همین باعث نابودی طبیعت شد. آنها از سر کل نگری و اهمیت به طبیعت توجه نکردند بلکه به جهت بهره برداری طبيعت را مورد توجه قرار دادند. هنگامي كه او نابودی طبیعت را به ضرر خود دید، به فکر نگه داشت آن افتاد كه اين باز هم از سر فایده طلبي بود. اشکال وارده این است که موضوعات دنیای غربی در این کار ترویجی غرب تعمیم داده شده. به نظر نمی رسد بتوان از دل مدرینیته طبیعت را دید و حفظ کرد. بنابراین در عنوان و بیان مساله این نگرش را اضافه کنید تا مشخص شود، جهت گیری پژوهش شما چیست.