کیوان بیرانوند، از مردمان سخت کوش سرزمین لرستان است. از همین رو، نخستین کارهایش بازتابی مدرن از مفر‌غهای لرستان را تداعی می‌کند. مفرغهایی متعلق به هزاره‌های دور پیش از میلاد که جهان را وادار به شگفتی و تحسین کرد. چنین است که می‌شود، بلندای زاگرس را در کارهای بیرانوند به تماشا نشست.
مجسمه‌های کولبرهای بیرانوند، گام و نقطه عطف دیگری در تحولات اندیشه و زندگی هنری اوست. آثاری که انعکاسی آگاهانه از حیات اجتماعی دشواری است که هنرمند در آن بالیده و بدان تعلق دارد. نمادی پرمعنا از “اسارت انسان در زمان و مکان”. و نمایشی عمیق و سیزیف گونه، از “اوج یاس و ناامیدی”. قصه پرغصه رنج و دردهایی که در پشتهای خمیده و صلیب واره های وی، رخ نمایان کرده‌اند.
بیرانوند مشق آموخته مکتب پرویز تناولی است. پس بیهوده نیست که می‌توان اندیشه هنرمند را در پیچ و تابهای ماهرانه و متوعی که روی فلز سخت آفریده، دید و از آن لذت برد. هنر بیرانوند، بیشتر از اینکه شخصی باشد، حکایت زندگی همه انسانهاست، یادآور کوله باری که سرنوشت بر دوش تک تک ما ودیعه گذاشته، و هیچ چاره‌ای جز به سرمنزل رسانیدنش نیست.