علیرضا عظیمی حسن آبادی (دکترای معماری)


معماری اگر بخواهد همچنان به ارزش‌های هنری خود که محصول زیبایی شناسی پوریسم مدرن قرن پیشین است دلخوش کند، آثار مینیمال را برنده اعلام کند، دیر یا زود دیگر چیزی از آن باقی نخواهد ماند جز جریانی نحیف. همچون اتفاقی که در ایران افتاده است!

در دنیا این موضع به شدت و حدت ایران نیست، اما حل شده نیز نیست. در حالیکه جهان به معماری پایدار و شهرهای زیست پذیر روی آورده و می‌کوشد زیر چتر این مفاهیم، معماری خود را اقلیمی، اجتماعی و اقتصادی نماید، ما و اکثر کشورهای مصرف کننده‌ی ایده‌ها(و نه حتی اندیشه‌ها!!!) در پی ساخت بلندترین، پهن‌ترین، مینیمال‌ترین یا گرانترین اثر معماری هستیم. تو گویی جامعه و اقتصاد و اقلیم برون از این حلقه هستند و مهم، فقط یا خود معمار است یا ایده‌های او یا معماری!

 

 

باور دارم دوران نبرد بر سر هنر برای هنر یا هنر برای مردم عملاً دیگر به سر آمده و امروز واضح است که هنر برای هنر نیست… ‌کما اینکه من معماری بیشتر نوعی دانش مهندسی می‌بینم و نه هنر! دانشی که باید همچون دیگر اولویت نخست آن حل مشکلات مردن ایران باشد. اتفاقی که اکنون رخ نمی‌دهد و تعلق خاطر ما به معماری ویلا و نه مجتمع‌های مسکونی و دیگر کاربری‌ها خود بزرگترین علامت آن است.

معمار موفق امروزی کسی است که این پارادایم‌ها را تشخیص دهد و در هر اثر خود تلاش کند از مرزهای نامرئی قرن بیستمی رد شود. من به خوبی می‌دانم پروژه‌های بازاری سطح شهر ظرفیت این اندیشه‌ها را ندارد، کارفرمای آگاه و علاقه‌مند را ندارد، امکانات شهرسازی و زیرساختی ما مهیا نیستند، رسانه‌ها روی خوش نشان نمی‌دهند، جوایز هم به این ساحت بی‌توجه هستند اما همچون همیشه کار از اندیشه و ایده کانسپت شروع می‌شود. بیایید ابتدا بعنوان یک تمرین اندیشه‌های خود را با این نظم جدید شخم بزنیم و سپس امیدوار باشیم در فرصتی طلایی بتوانیم آنها را عملیاتی کنیم.

آخرین نکته ذکر این مطلب است که مسائل برون از معماری صرفاً پایداری اقتصادی و اجتماعی نیست. اینها تنها یک گرایش هستند. می‌توان به زمینه‌هایی جدید فکر کرد.